Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۴, سه‌شنبه

روز مادر

سه شنبه 4 تیرماه 1387
روز مادر بر همه مامانهای مهربون و دوست داشتنی مبارک
مامان جون عزیزم. روزت مبارک. امیدوارم همیشه سلامت و شاد در کنار ما باشی. خیلی خیلی دوستت دارم
من و مامان جون- خرداد 85
آبان 85
اردیبهشت 87


ه‍.ش. ۱۳۸۷ خرداد ۲۶, یکشنبه

اومدم ای اومدم

یکشنبه 26 خرداد 1387
ما برگشتیم. البته دست خاله آرزو درد نکنه که سفرنامه ما را ثبت کردند. بله ما یک هفته خانه خاله آرزو و عمو جلال مهمان بودیم و کلی به انها زحمت دادیم و کلی هم خوش گذراندیم. با آرش هم که حسابی دوست بودیم و کلی شیطنت کردیم. دوشنبه شب هم ما را با زور آوردند تهران. خوب من دلم می خواست همانجا توی دبی دبی بمانم و آواز بخوانم. تازه گویا انجا آواز خواندن طرفدار هم دارد. اما به هر حال ما را برگرداندند.
بعد هم که مامان خانم نرسیده از فرصت سو استفاده کرد و سه شنبه رفت ماموریت و ما هم تمام شب را به آه و ناله گذراندیم تا ما را هم بردند پیش پسر عمه هایمان و مامان هم از کارگاه برگشت. خلاصه اینکه کلی خوش گذراندیم بماند که ما به شدت سرما خورده ایم و قلو (گلو) درد هم داریم. حالا هم که نوه ارشد خاندان مهمان ماست و قرار است یک هقته ای با هم حسابی بازی کنیم. راستی پسر داییمان تروین (شروین) هم خال خالی شده (آبله مرغان گرفته). این مامان خانم این هفته خیلی گرفتار است اما قول داده هفته دیگه یک پست اساسی با کلی عکس برایمان بنویسد. پس منتظر باشید